حسين

 

حسين بيشتر از آب تشنه لبيك بود اما افسوس كه به جاي افكارش زخمهايش را نشانمان دادند و بزرگترين درد او را بي آبي معرفي كردند.

دكتر شريعتي           

 

دانشجو: ميشه چند تا كتاب مرتبط معرفي كنيد؟

استاد: كتاب كه زياده، اگه بريد ميدون انقلاب، انواع كتاب تو اين زمينه گير مياد. موضوع خيلي پيچيدست و يه كتاب فايده نداره. همون طور كه مي دونيد اين درس، درس خيلي مهميه و الان گرايش هاي زيادي تو مقطع كارشناسي ارشد و دكتري داره. تو كشوراي پيشرفته اين رشته با رشته هاي مختلف ديگه مرتبط شده مثلا جامعه شناسي، روانشناسي و كلي رشته ديگه، چون با همه جوانب زندگي آدم ها ارتباط  داره و هر چقدر كه ميگذره اهميتش بيشتر ميشه. ديگه مثل قبل نيست كه يه نفر تو دفترش بشينه و براي يه شهر نظر بده، بايد با متخصصين رشته هاي ديگه هم فكري كنه و بعد برنامه ريزي كنه، اگه اينطور نباشه همين افتضاحي كه مي بينيد پيش مياد...

 هفت-هشت دقيقه بعد:

استاد بعد از يه نطق نسبتا طولاني و تكراري از دانشجوها مي خواد كه براي كركسيون آماده بشن!

 

برو جلو کودکم, در راه یافتن چیزی درست و نیک, لگدهای بسیاری نثارت خواهد شد; برو, برو, تقدیر انسان جز این نیست.

لوکوربوزیه, ۱۹۶۵( چند هفته پیش از مرگ)