فرم انگاره هر هنرمند است و زندگی احساسی او است که به فرم تبدیل می شود: لطافت, بدبینی, آرزو, خشم در درون او وجود دارد و بسیاری موارد دیگر که در بسیاری از مردم وجود ندارد و نیازی نیز به وجود آن ها نیست. او در خلاء زندگی غوطه می خورد و خود را غرق در آن می سازد. او یک انسان است, یک ماشین نیست و به خاطر این انسانیت است که من کارهای او را تایید می کنم. ولی او ویژگی خاصی در به تصویر کشیدن, ترکیب کردن, احساس کردت و تعمق درون فرم ها دارد. ... من نمی گویم فرم نماد احساس محسوب می شود, ولی آفرینش آن ماحصل یک فعالیت درونی در وجود آفریننده آن است, فرم احساس را به تکاپو وادار می کند... فرم حد فاصل میان طبیعت و انسان است. هنر مند در پاسخ به پرسش ها و احساسات مردم این طبیعت را می آفریند و قبل از آن که به آن جسمیت ببخشد در باره آن فکر می کند, آن را می بیند و همانند یک فرم احساس می کند.

هنری فوسیون,حیات فرم ها در هنر